مراقب گفتار و اعمال خود باشید

باورهای شما همیشه در گفتار و اعمالتان منعکس می شوند. مراقب باشید آنچه را می گوید و انجام می دهید با باورهایتان سازگار و همخوان باشند.

به مرور، از باورهای خود محدود کننده می کاهید و باورهای زندگی بخش را به جای آن قرار می دهید. به مرور، خود را به طور کامل برای موفقیت برنامه ریزی می کنید. وقتی این اتفاق می افتد، تحولی که در زندگی شما رخ می دهد، شما و همه ی اشخاص واقع در پیرامونتان را حیرت زده خواهد کرد.

4 عامل ایجاد احساسات منفی

اولین ریشه مسبب احساسات منفی، توجیه کردن است. تا حدی خود و دیگران را توجیه کنید که حق دارید حال به هر دلیلی عصبانی باقی بمانید، با این احساس منفی دمخور خواهیدبود. به همین دلیل است که اشخاص عصبانی پیوسته می خواهند با ذکر دلیل ثابت کنند که حق دارند عصبانی باشند.

دومین مسبب احساسات منفی ، دلیل آوردن است. وقتی شما توجیه می کنید، می خواهید دلایل جامعه پسندی برای یک اقدام ضد اجتماعی ارائه دهید.

سومین سبب احساسات منفی، توجه داشتن بیش از اندازه به رفتار دیگران در قبال شماست.

چهارمین علت احساسات منفی که از همه بدتر است سرزنش کردن است.

بزرگترین دشمنان شما

بزرگ ترین دشمنان موفقیت و خوشبختی انواع احساسات منفی هستند. احساسات منفی شما را زمین گیر می کنند، شما را از پا در می اورند و همه شادی و لذات زندگی شما را می گیرند. احساسات منفی، از شروع زمان، بیش از همه طاعونها به مردم لطمه زده اند.

یکی از مهم ترین هدف های شما، اگر می خواهید به واقع شاد و موفق باشید، این است که خود را از شر احساسات منفی خلاص کنید. خوشبختانه، اگر راه این کار را یاد بگیرید، می توانید این کار را بکنید.

احساسات منفی، ترس، افسوس خوردن، غبطه، حسادت، احساس حقارت و در نهایت خشم، اغلب تحت تاثیر چهار عامل صورت خارجی پیدا می کند. وقتی این عوامل را شناسایی و آنها را از اندیشه خود حذف می کنید، احساسات منفی خود به خود متوقف می شوند. وقتی احساسات منفی متوقف می شوند، احساسات مثبت عشق، آرامش، شادی و اشتیاق جای آنها را پر می کنند و همه زندگی تان تغییر می کند که گاه این اتفاق کمتر از چند دقیقه یا حتی چند ثانیه وقت می گیرند.

کار را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید

یکی از دلایل عمده به تعویق انداختن کار های بزرگ و مهم این است که وقتی برای اولین بار به سراغ آنها می رویم بسیار دشوار و وحشتناک به نظر می رسند.

یکی از تکنیک های انجام کار که می توانید از آن برای تقسیم کردن کارهای بزرگ به قطعات کوچک تر استفاده کنید روش «برش کالباسی» است. با استفاده از این روش می توانید هر کاری را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و هر بار فقط یک برش از آن را انجام دهید. درست مثل بریدن یک کالباس بزرگ و تبدیل آن به برش های کوچک و خوردن آن و یا مثل لقمه لقمه خوردن یک فیل.

از نظر روانی، شروع قسمت کوچکی از یک کار بزرگ آسان تر از شروع تمام آن کار است. اغلب اوقات هنگامی که یک قسمت از کاری را شروع و آن را تمام می کنید، مشتاق می شوید که قسمت بعدی را شروع کنید و به همین ترتیب خواهید دید که حتی قبل از آنکه خودتان متوجه بشویدتمام کار به اتمام رسیده است.

تکرار

هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است، اما هر بار که عمل را تکرار می کنیم، این نخ را ضخیم تر می کنیم و  با تکرار عمل نهایتا این نخ تبدیل به طناب ضخیم و بلندی می شود که برای همیشه به دور فکر و عمل ما می پیچد.

                                                                                             اریسون سووت ماردن

...

1. بالاترین لذت ها در شور و شوقی نهفته است که انسان را به ماجراجویی ها و پیروزی های بزرگ و فعالیت های خلاق ترغیب می کند.          آنتوان دوسنت اگزوپری

2. زندگی چیزی بیش از افزایش سرعت نیست.          گاندی

3. هیچ چیز به اندازه تمرکز انرژی روی تعداد محدودی از هدف ها، به زندگی تان توان و نیروی بیشتر نمی دهد.           نیدو کیوبین

با خود صادق باشید

شاید مهم ترین و با ارزش ترین چیزها انسجام شخصیت باشد. «انسجام شخصیت به خودی خود یک ارزش نیست، بلکه ارزشی است که سایر ارزش ها را تضمین می کند.»

وقتی تصمیم می گیرید پایبند یک ارزش باقی بمانید، میزان انسجام شخصیت شما تعیین می کند آیا پای تعهد خود می ایستید یا نه. هرچه پایبندی به ارزش ها بیشتر باشد، میزان انسجام شخصیت بیشتر است. و هرچه میزان انسجام شخصیت شما بیشتر باشد، شما شادمان تر و قدرتمند تر زندگی می کنید.

مردان و زنان به راستی موفق از انسجام شخصیت بسیار خوب برخوردارند. موفق ها پایبند بالاترین ارزش های خود هستند. از سوی دیگر، مردان و زنان متوسط و معمولی همیشه و به خصوص اگر کسی مواظب آنها نباشد، در انسجام شخصیت کوتاه می آیند.

عملکرد عالی را در خودتان ایجاد کنید

یکی از راه های ایجاد چنین وضعیتی برای ذهن،تقویت «احساس اضطرار» است. این احساس همان تمایل و شوق ذاتی برای انجام و اتمام سریع کارهاست. این تمایل درونی نوعی بی صبری است که به انسان انگیزه می دهد تا کار را شروع کند و ادامه دهد. احساس اضطرار بسیار شبیه این است که آدم با خودش مسابقه دهد.

با نهادینه کردن احساس اضطرار، «عمل گرایی» را در خودتان تقویت می کنید. آنگاه، به جای اینکه مدام در مورد کارهایی که می خواهید انجام دهید حرف بزنید، اهل عمل می شوید، روی مراحلی از کار که می توانید فورا آنها را شروع کنید تمرکز می کنید و برای رسیدن به هدف هایتان روی کارهایی متمرکز می شوید که در حال حاضر می توانید انجام دهید.

به نظر می رسد که رسیدن به یک موفقیت بزرگ در گرو سرعت عمل است. برای این منظور باید کار را شروع کنید و با سرعتی یکنواخت ادامه دهید.هر چه سریعتر پیش می روید، بیشتر انگیزه پیدا می کنید که باز هم سرعت تان را زیادتر کنید. در واقع، وارد و ضعیت «مَد» می شوید.

کیفیتی وجود دارد که برای پیروزی ضرورت دارد و آن داشتن قاطعیت در هدف و مقصود است، اینکه بدانید چه می خواهید و اشتیاقی سوزان برای اینکه به آنچه می خواهید دست پیدا کنید.ناپلئون هیل

به طرف هدف هایتان حرکت کنید

یکی از بهترین راه های غلبه بر تنبلی و انجام سریع تر کارها این است که قبل از شروع، تمام چیزهایی را که برای انجام کارتان نیاز دارید آماده کنید و دم دست بگذارید. وقتی همه ی مقدمات کار را آماده کردید، ضروری است که فورا به سوی هدف هایتان حرکت کنید.کلید استارت را بزنید.قدم اولین، را هرچه که هست، بردارید.

برای شروع، کافی است 80% کار صحیح انجام شود.بعد آن را تصحیح کنید. تا کار را شروع نکنید، نمی توانید آن را تکمیل کنید انتظار نداشته باشید که همان بار اول، یا حتی چند بار اول، کار را بی عیب و نقص انجام دهید. آماده باشید که پیش از این که کار را درست انجام دهید، چندین بار شکست بخورید.

بزرگ ترین دشمنانی که در راه موفقیت باید بر انها پیروز شویم، نداشتن توانایی و شرایط مناسب نیست بلکه ترس از شکست و طرد شدن و شک و تردید هایی است که این دو عامل آنها را به وجود می اورند. همانطور که امرسون می گوید تنها راهی که می توانید بر ترس تان غلبه کنیداین است که «همان کاری را که می ترسید انجام دهید.خواهید دید که مرگٍ ترس حتمی است.»

عملکرد ضعیف کارها را به تعویق می اندازد

یکی از علت های اصلی تنبلی و تاخیر در انجام کار این است که مردم از انجام کار و فعالیت در حوزه هایی که عملکرد ضعیف دارند فرار می کنند. اکثر مردم به جای تعیین هدف و برنامه ریزی برای بهبود و پیشرفت در حوزه ای که در آن ضعف دارند آن حوزه را به را بطور کلی کنار می گذارند.این کار فقط وضع را بدتر می کند.

به عکس، هرچه توانایی تان در حوزه ای که در آن ضعف دارید بیشتر شود، انگیزه تان هم برای انجام آن کار بیشتر می شود، کمتر تنبلی به سراغ تان می آید و بیشتر مصمم می شوید تا در آن حوزه مهارت بالاتری به دست بیاورید.

حقیقت این است که هرکسی نقاط قوت و ضعفی دارد. از توجیه کردن و دفاع از نقاط ضعف تان دست بردارید. به جای این کار آنها را دقیقا مشخص کنید. هدف تان را تعیین کنید و برای آنکه در هر یک از حوزه هایی که در آن ضعیف هستید بهترین باشید برنامه ریزی کنید. فکر کنید! شاید برای آنکه در کارتان بهترین باشید فقط به یک مهارت کلیدی دیگر نیاز داشته باشید.

اگر می خواهید به هدف های خود برسید، باید روی افزایش بهره وری خود تمرکز کنید.باید تمرکز کنید

افرادی هم که توانایی متوسطی دارند می توانند کارهای بزرگی انجام دهند اگر هر بار تمام نیرویشان را به طور خستگی ناپذیر روی یک چیز متمرکز کنند.

                                                                         ساموئل اسمایلز

غلبه بر تنبلی

یکی از روش های غلبه بر تنبلی این است که بجای آنکه به تمام کار عظیمی که در برابرتان قرار گرفته فکر کنید ذهنتان را فقط روی همان قسمتی که در حال انجام ان هستید متمرکز کنید.

لائو تسه می گوید: «طی کردن راهی که هزار فرسنگ است با برداشتن یک قدم آغاز می شود.» این یکی از بهترین استراتژی ها برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر است.

برای غلبه بر تنبلی و انجام کارهای بزرگ فقط کافی است اولین قدم را به سوی هدفتان بردارید، و بعد قدم بعدی را. هر بار یک قدم جلو بروید.